آینده خصوصی

آینده خصوصی ، همانطور که من این مطلب را می نویسم، آمازون خرید iRobot خود را اعلام می کند و فناوری جاروبررقی روباتیک نقشه برداری اتاق خود را به مجموعه نظارت خانگی موجود این شرکت، زنگ درب های هوشمند و نمونه اولیه پهپاد هوایی جدید اضافه می کند. این علاوه بر این است که آمازون از قبل می‌داند چه چیزی را آنلاین سفارش می‌دهید، از چه وب‌سایتی بازدید می‌کنید، چه غذاهایی می‌خورید و به زودی، آخرین تکه‌های اطلاعات پزشکی شخصی شما را در اختیار دارد. اما ، ارسال دو روزه رایگان، کماکان وسوسه انگیز است.

روند گجت‌ها و زیرساخت‌های ما به طور مداوم، اغلب به صورت تهاجمی پیشرفت می کنند. نظرات کاربران آن‌ها نشانه‌ای از کند شدن فروش نشان نمی‌دهند – نه زمانی که پول زیادی برای ساختن وجود دارد. البته همه چیز برای بشریت بد نبوده است، مخصوصا با کمک هوش مصنوعی در پیشرفت فناوری های پزشکی، ارتباطات و لجستیک در سال های اخیربه مفید بودن انها بیشتر پی می بریم. دکتر توبی والش، استاد هوش مصنوعی دانشگاه نیو ساوت ولز، در کتاب جدید خود با نام ماشین‌هایی که بد رفتار می‌کنند: اخلاق هوش مصنوعی، دوگانگی پتانسیل‌هایی را که سیستم‌های هوش مصنوعی/یادگیری ماشین ارائه می‌دهند را بررسی می‌کند. در زیر، چگونه می توان کمی از حریم خصوصی خود را از یک صنعت ساخته شده برای دانایی مطلق بازگردانید.

حریم خصوصی در دنیای هوش مصنوعی

قانون دوم ترمودینامیک بیان می کند که آنتروپی کل یک سیستم – میزان بی نظمی – فقط افزایش می یابد. به عبارت دیگر، مقدار سفارش فقط کاهش می یابد. حریم خصوصی شبیه آنتروپی است. حریم خصوصی فقط در حال کاهش است. حریم خصوصی چیزی نیست که بتوانید پس بگیرید. من نمی توانم این علم را از شما پس بگیرم که در زیر دوش، آهنگ ها را بد می خوانم. همانطور که شما نمی توانید این واقعیت را از من پس بگیرید که من از نحوه رای دادن شما مطلع شده ام. اشکال مختلفی از حریم خصوصی وجود دارد. حریم خصوصی آنلاین دیجیتال ما وجود دارد، تمام اطلاعات مربوط به زندگی ما در فضای مجازی. ممکن است فکر کنید حریم خصوصی دیجیتال ما قبلاً از بین رفته است. ما مقدار زیادی از آن را به شرکت هایی مانند فیس بوک و گوگل داده ایم. سپس حریم خصوصی آفلاین آنالوگ ما، تمام اطلاعات مربوط به زندگی ما در دنیای فیزیکی وجود دارد. آیا امیدی وجود دارد که حریم خصوصی آنالوگ خود را حفظ کنیم؟

مشکل این است که ما خودمان، خانه‌ها و محل کارمان را به بسیاری از دستگاه‌های مجهز به اینترنت متصل می‌کنیم: ساعت‌های هوشمند، لامپ‌های هوشمند، توستر، یخچال، ترازو، ماشین‌های راه‌انداز، زنگ درب ها و قفل درب‌های ورودی اصلی و همه این دستگاه ها به هم متصل هستند و هر کاری را که انجام می دهیم با دقت ضبط می کنند. مکان ما، ضربان قلب ما، فشار خون ما وزن ما لبخند یا اخم روی صورتمان، مصرف غذای ما بازدیدهای ما از توالت تمرینات ما، این دستگاه ها ما را به صورت 24 ساعته نظارت خواهند کرد و شرکت هایی مانند گوگل و آمازون همه این اطلاعات را جمع آوری می کنند. به نظر شما چرا گوگل اخیراً Nest و Fitbit را خریده است؟ و به نظر شما چرا آمازون دو شرکت خانه هوشمند Ring و Blink Home را خریداری کرد و ساعت هوشمند خود را ساخت؟ آنها در یک مسابقه تسلیحاتی برای شناخت بهتر ما هستند.

مزایای شرکت ها آشکار است. هرچه بیشتر در مورد ما بدانند، بیشتر می توانند ما را با تبلیغات و محصولات هدف قرار دهند. یکی از “فلایویل”های معروف آمازون در این مورد وجود دارد. بسیاری از محصولاتی که به ما می فروشند، داده های بیشتری را در مورد ما جمع آوری می کنند. و این داده ها به ما کمک می کند تا خریدهای بیشتری انجام دهیم.

مزایای آن نیز برای ما آشکار است. همه این داده‌های سلامتی می‌تواند به ما کمک کند که سالم‌تر زندگی کنیم. و عمر طولانی‌تر ما آسان‌تر خواهد بود، زیرا وقتی وارد اتاق می‌شویم چراغ‌ها روشن می‌شوند و ترموستات‌ها به طور خودکار به دمای دلخواه ما می‌رسند. هرچه این شرکت ها ما را بهتر بشناسند، توصیه های آنها بهتر خواهد بود. آن‌ها فقط فیلم‌هایی را که می‌خواهیم تماشا کنیم، آهنگ‌هایی که می‌خواهیم گوش کنیم و محصولاتی که می‌خواهیم بخریم توصیه می‌کنند. اما مشکلات احتمالی زیادی نیز وجود دارد. اگر هر بار که یک کلاس ورزشی را از دست می دهید، حق بیمه شما افزایش می یابد چه؟ یا یخچال شما غذای راحتی سفارش می دهد؟ یا کارفرمایتان شما را اخراج می کند زیرا ساعت هوشمندتان نشان می دهد که زیاد برای توالت استراحت کرده اید؟با خود دیجیتالی‌مان، می‌توانیم وانمود کنیم که کسی هستیم که نیستیم. ما می توانیم در مورد ترجیحات خود دروغ بگوییم. ما می توانیم به صورت ناشناس با VPN ها و حساب های ایمیل جعلی متصل شویم. اما دروغ گفتن در مورد خود آنالوگ بسیار سخت تر است. ما کنترل کمی روی سرعت ضربان قلب یا گشاد شدن مردمک چشمانمان نداریم.

ما قبلاً دیده‌ایم که احزاب سیاسی بر اساس ردپای دیجیتالی ما در نحوه رأی دادن ما دستکاری می‌کنند. اگر واقعاً بفهمند که ما چگونه به پیام‌هایشان پاسخ فیزیکی می‌دهیم، چه کارهای بیشتری می‌توانند انجام دهند؟ یک حزب سیاسی را تصور کنید که بتواند به ضربان قلب و فشار خون همه دسترسی داشته باشد. حتی جورج اورول هم تا این حد پیش نرفت. بدتر از آن، ما این داده‌های مشابه را به شرکت‌های خصوصی می‌دهیم که در به اشتراک گذاشتن سود خود با ما خیلی خوب نیستند. وقتی بزاق خود را به 23 و من برای آزمایش ژنتیکی می فرستید، شما به آن‌ها اجازه می‌دهید به هسته اصلی شخصیت شما یعنی DNA خود دسترسی پیدا کنند. اگر 23AndMe از DNA شما برای ایجاد درمانی برای بیماری ژنتیکی نادری که دارید استفاده می کند، احتمالاً باید برای آن درمان هزینه کنید. شرایط و ضوابط 23AndMe این را کاملاً روشن می کند:

شما می‌دانید که با ارائه هر نمونه، پردازش اطلاعات ژنتیکی، دسترسی به اطلاعات ژنتیکی یا ارائه اطلاعات خود گزارش‌دهی شده، هیچ حقی در مورد هیچ تحقیق یا محصول تجاری که ممکن است توسط 23AndMe یا شرکای همکار آن ایجاد شده باشد، به دست نمی‌آورید. شما مشخصاً درک می کنید که برای هیچ تحقیق یا محصول تجاری که شامل یا ناشی از اطلاعات ژنتیکی یا اطلاعات خود گزارش شده شما باشد، غرامت دریافت نمی کنید.

آینده خصوصی

researchers release so 150x150 - آینده خصوصی بیشتر بخوانید: محققان نرم افزار داده‌ های انرژی خورشیدی را برای افزایش تولید انرژی پاک منتشر کردند

پس چگونه می‌توانیم برای حفظ حریم خصوصی خود در دنیایی که دارای هوش مصنوعی است، تدابیر امنیتی ایجاد کنیم؟ من چند راه حل ساده دارم. برخی مقررات و می تواند امروز اجرا شود. وقتی ما هوش مصنوعی داریم که هوشمندتر است و توانایی بیشتری برای دفاع از حریم خصوصی ما دارد، دیگران فناوری هستند و چیزی برای آینده هستند. شرکت های فناوری همگی دارای شرایط طولانی خدمات و سیاست های حفظ حریم خصوصی هستند. اگر اوقات فراغت زیادی دارید، می توانید آنها را بخوانید. محققان دانشگاه کارنگی ملون محاسبه کردند که کاربر متوسط ​​اینترنت باید هر سال 76 روز کاری را صرف خواندن تمام مواردی که با آنها به صورت آنلاین موافقت کرده است، بگذراند. اما پس از آن چه؟ اگر آنچه را که می خوانید دوست ندارید، چه انتخاب هایی دارید؟

به نظر می رسد تنها کاری که امروز می توانید انجام دهید این است که از سیستم خارج شوید و از خدمات آنها استفاده نکنید. شما نمی توانید حریم خصوصی بیشتری از آنچه شرکت های فناوری مایل به ارائه آن هستند مطالبه کنید. اگر دوست ندارید جیمیل ایمیل های شما را بخواند، نمی توانید از جیمیل استفاده کنید. بدتر از آن، بهتر است به هیچ کس با یک حساب جیمیل ایمیل ندهید، زیرا Google هر ایمیلی را که از طریق سیستم جیمیل ارسال می شود، می خواند. بنابراین در اینجا یک جایگزین ساده وجود دارد. همه خدمات دیجیتال باید چهار سطح قابل تغییر از حریم خصوصی را ارائه دهند.

  • سطح 1: آنها هیچ اطلاعاتی در مورد شما به جز نام کاربری، ایمیل و رمز عبور شما نگه نمی دارند.
  • سطح 2: آنها اطلاعات شما را نگه می دارند تا خدمات بهتری به شما ارائه دهند، اما این اطلاعات را با کسی به اشتراک نمی گذارند.
  • سطح 3: آنها اطلاعاتی را در مورد شما نگه می دارند که ممکن است با شرکت های خواهر به اشتراک بگذارند.
  • سطح 4: آنها اطلاعاتی را که از شما جمع آوری می کنند عمومی می دانند.

و می توانید سطح حریم خصوصی را با یک کلیک از صفحه تنظیمات تغییر دهید. و هر تغییری به گذشته نگر است، بنابراین اگر حریم خصوصی سطح 1 را انتخاب کنید، شرکت باید تمام اطلاعاتی را که در حال حاضر از شما در اختیار دارد، فراتر از نام کاربری، ایمیل و رمز عبور شما حذف کند. علاوه بر این، این الزام وجود دارد که همه داده‌های فراتر از حریم خصوصی سطح 1 پس از سه سال حذف شوند، مگر اینکه صریحاً حفظ آن را انتخاب کنید. به این به عنوان یک حق دیجیتالی فکر کنید که باید فراموش شود.

من در دهه 1970 و 1980 بزرگ شدم. بسیاری از تخلفات جوانی من، خوشبختانه، در مه زمان گم شده است. وقتی برای یک شغل جدید درخواست بدهم یا برای منصب سیاسی شرکت کنم، آنها مرا آزار نخواهند داد. با این حال، من از جوانان امروزی می ترسم که هر پست آنها در رسانه های اجتماعی بایگانی شده و منتظر چاپ شدن توسط کارفرما یا مخالف سیاسی احتمالی هستند. این یکی از دلایلی است که چرا ما به یک حق دیجیتالی نیاز داریم تا فراموش شود.

اصطکاک بیشتر ممکن است کمک کند. از قضا، اینترنت برای از بین بردن اصطکاک ها اختراع شد – به ویژه، برای سهولت در اشتراک گذاری داده ها و برقراری ارتباط سریعتر و بدون زحمت، با این حال، من این ایده می رسم که این عدم اصطکاک دلیل بسیاری از مشکلات است. بزرگراه های فیزیکی ما دارای محدودیت سرعت و دیگر محدودیت ها هستند. شاید بزرگراه اینترنت به چند محدودیت دیگر نیز نیاز دارد؟

یکی از این مشکلات در کارتون معروفی توضیح داده شده است: «در اینترنت، هیچ‌کس نمی‌داند که شما یک سگ هستید.» اگر با اصرار بر بررسی هویت، اصطکاک ایجاد کنیم، ممکن است برخی از مسائل مربوط به ناشناس بودن و اعتماد از بین برود. به طور مشابه، اشتراک گذاری مجدد محدودیت ها در رسانه های اجتماعی ممکن است به جلوگیری از توزیع اخبار جعلی کمک کند. و فیلترهای ناسزا ممکن است به جلوگیری از ارسال محتوای تحریک کننده کمک کند. از طرف دیگر، سایر بخش‌های اینترنت ممکن است از اصطکاک کمتری بهره ببرند. چرا فیس بوک می تواند از رفتار بد با داده های ما خلاص شود؟ یکی از مشکلات اینجا این است که هیچ جایگزین واقعی وجود ندارد. اگر به اندازه کافی از رفتار بد فیس بوک لذت برده اید و از سیستم خارج شده اید – همانطور که من چندین سال پیش انجام دادم – این شما هستید که بیشترین آسیب را خواهید دید. شما نمی توانید تمام داده های خود، شبکه اجتماعی، پست ها، عکس های خود را به برخی از خدمات رسانه های اجتماعی رقیب ببرید. رقابت واقعی وجود ندارد. فیس بوک یک باغ چهار دیواری است که داده های شما را نگه می دارد و قوانین را تنظیم می کند. ما باید این داده ها را باز کنیم و در نتیجه اجازه رقابت واقعی را بدهیم.

برای مدت طولانی به صنعت فناوری آزادی های زیادی داده شده است. انحصارات در حال شکل گیری هستند. رفتارهای بد در حال تبدیل شدن به یک هنجار است. بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی با منفعت عمومی همسو نیستند. هر مقررات دیجیتال جدید احتمالاً در سطح دولت-ملت یا بلوک‌های تجاری نزدیک به هم اجرا می‌شود. در فضای کنونی ناسیونالیسم، بعید است که سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی به اجماع مفیدی برسند. ارزش‌های مشترک اعضای چنین نهادهای بزرگ فراملیتی بسیار ضعیف است که نمی‌تواند حمایت زیادی از مصرف‌کننده داشته باشد.

اتحادیه اروپا راه را در تنظیم بخش فناوری رهبری کرده است. مقررات حفاظت از داده های عمومی (GDPR) و قانون خدمات دیجیتال آتی (DSA) و قانون بازار دیجیتال (DMA) نمونه های خوبی از رهبری اروپا در این فضا هستند. چند دولت-ملت نیز شروع به بازی خود کرده اند. بریتانیا در سال 2015 مالیات گوگل را معرفی کرد تا شرکت های فناوری را وادار کند تا سهم عادلانه ای از مالیات را بپردازند. اندکی پس از تیراندازی وحشتناک در کرایست چرچ نیوزلند، در سال 2019، دولت استرالیا قانونی را وضع کرد تا شرکت‌ها را تا 10 درصد از درآمد سالانه‌شان جریمه کند، اگر نتوانند مواد خشونت‌آمیز و نفرت‌انگیز را با سرعت کافی حذف کنند. جای تعجب نیست که به نظر می رسد جریمه کردن شرکت های فناوری به بخش قابل توجهی از درآمد سالانه جهانی آنها لطمه می زند و توجه آنها را به خود جلب می کند.

به راحتی می توان قوانین استرالیا را تغییر به عنوان تا حدودی بی ربط به شرکت های چندملیتی مانند گوگل رد کرد. اگر آنها خیلی تحریک کننده هستند، می توانند از بازار استرالیا خارج شوند. حسابداران گوگل به سختی متوجه کاهش درآمد جهانی خود خواهند شد. اما قوانین ملی اغلب مواردی را ایجاد می کنند که در جاهای دیگر اعمال می شود. استرالیا تنها شش ماه پس از بریتانیا مالیات گوگل خود را پیگیری کرد. کالیفرنیا نسخه خود از GDPR، قانون حفظ حریم خصوصی مصرف کنندگان کالیفرنیا (CCPA) را تنها یک ماه پس از اجرایی شدن این مقررات در اروپا معرفی کرد. چنین تأثیرات ضربه‌ای احتمالاً دلیل واقعی این است که گوگل به شدت علیه قانون جدید چانه‌زنی رسانه‌ای استرالیا استدلال کرده است. آنها به شدت از پیشینه ای که ایجاد می کند می ترسند.


تالیف:
فروشگاه اینترنتی آ.اس.پ (اقتباس از مقاله‌ای از Engadget)
در صورت استفاده از این مقاله، نام و آدرس فروشگاه اینترنتی آ.اس.پ را به عنوان منبع ذکر کنید.